سریال “خانه پوشالی” (House Of Cards)

خانه ی پوشالی، سریال آمریکایی که چهار فصل موفق را پشت سر گذاشته و در ماه آینده پخش فصل پنجمش آغاز خواهد شد.

این سریال نسخه ی آمریکایی سریالی بریتانیایی با همین نام است.خانه ی پوشالی بریتانیایی، ساخته ی Paul Seed، که اقتباس از نوشته ی مایکل دابز است در سال 1990 تا 1995 از شبکه ی BBC در سه فصل چهار قسمتی، پخش شد. “House Of Cards” نام فصل اول آن است و دو فصل دیگر به ترتیب To Play the King و The Final Cut نام دارند که داستان سریال، رقابت‌های سیاسی در انگلستان پس از دوران نخست وزیری مارگارت تاچر بود ولی حالا با یک سریال آمریکایی روبرو هستیم که بو ویلیمون ساخته است و هر ساله هم جوایز متعددی را از جشنواره های مطرحی همچون امی و گلدن گلوب دریافت میکند.

House of Cards
سریال خانه پوشالی محصول بریتانیا

شبکه نتفلیکس این سریال را پخش میکند و تیم سازنده ی قوی ای گرد هم جمع شده اند تا یک کار تلویزیونی جدی ارایه دهند. در این تیم نام دیوید فینچر را هم به عنوان کارگردان و تهیه کننده میبینیم. کوین اسپیسی و رابین رایت که هر دو به بهترین شکل ممکن بازی کرده اند. در این 52 قسمتِ پخش شده، این دو نه تنها در ایفای نقش خود افت نداشته اند بلکه قسمت به قسمت در کاراکتر خود پخته تر شده اند .در این تیم ، دو نویسنده ی دوازده قسمت نسخه بریتانیایی، یعنی مایکل دابز و اندرو دیویس را هم داریم. این ظرافت در بازیگری، کارگردانی، نویسندگی، گریم، میزانسن و همه و همه خارج از یک سریال تلویزیونی است و دقیقا جدی بودن و با ارزش بودن اثر را نشان می دهد.

داستان: فرانک آندروود (با بازی کوین اسپیسی)،نماینده ی مجلس است که با طمع قدرت می خواهد به درجات بالاتری در سیاست برسد. درگیری ها و بازی سیاست آمریکا را به نمایش میگذارد. تنش در دو فصل اول بسیار بالاست و مخاطب را درگیر خود میکند ولی در فصل سوم و اوایل فصل چهارم، داستان کمی حالت سریالی پیدا میکند، فقط بازی رابین رایت و کوین اسپیسی و رابطه ی بینشان است که سریال را سرحال نگه میدارد تا این که در نیمه دوم از فصل چهار، از دام سریالی ماندن رها میشود و تنش باز میگردد.

House of Cards, U.S. TV series, Beau Willimon
“کوین اسپیسی” و “رابین رایت”در نمایی از سریال

اولین سکانس از فصل اول، صدای ناله سگی که بر اثر برخورد با ماشین صدمه دیده را میشنویم. کوین اسپیسی در حین خفه کردن سگ به دوربین نگاه میکند و می گوید: «دو نوع درد تو دنیا وجود داره؛ یا یه نوع درده که انسان رو قوی‌ تر می‌کنه  و یا دردی بی‌فایده ست که فقط باعثِ رنجش میشه» و این دوربین نگاه کردن ها و با طعنه حرف زدن هایش، جذابیت سریال است. کسانی که سریال را ندیده اند،ممکن است دو قسمت آغازین برایشان کمی گنگ به نظر برسد ولی در جلوتر، حجم زیاد شخصیت ها تعریف میشوند و سوالات ایجاد شده پاسخ داده میشوند.

با این که بیشتر به فساد در حزب دموکرات اشاره میکند، مخاطبان پر و پا قرصی همچون اوباما، بیل و هیلاری کلینتون را دارد. این سریال در کمال ناباوری، دوبله  و در شبکه نمایش، پخش شد. بطبع به دلیل سانسور، تغییرات و یا کمبوداتی در داستان شکل گرفته است ولی چندان اهمیت ندارد و هدف نشان دادن فساد در دولت آمریکاست، سریالی که خودشان ساخته اند!! درواقع این برداشت از داستان نگرش خیلی سطحی است. در کل از بهترین سریال های در حال پخش است که از دیدنش پشیمان نمیشوید.